تشریح بندهای استاندارد OHSAS: قسمت ۳- الزامات عمومی، خط مشی ایمنی و بهداشت شغلی

۴- الزامات سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی (OH&S management system requirements):

در واقع الزامات اساسی سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای از این بند آغاز می گردد که خود دارای ۶ زیربند است.

  • ۴-۱- الزامات کلی
  • ۴-۲- خط مشی ایمنی و بهداشت حرفه ای
  • ۴-۳- طرح ریزی
  • ۴-۴- اجرا و عملیات
  • ۴-۵- بررسی و اقدامات اصلاحی
  • ۴-۶- بازنگری مدیریت

در این پست دو  مورد اول این بند تشریح می شوند.

۴-۱- الزامات عمومی (General requirements):

این بند به روشنی اعلام می نماید که سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی در هر سازمان باید پس از ایجاد و اجرا، به خوبی “نگهداری” شود. “نگهداری” یعنی وضعیتی که سیستم پس از استقرار، بتواند به فعالیت معمول خود ادامه دهد و این مهم در گرو «بهبود مستمر» است که استاندارد در ادامه همین بند به آن اشاره می نماید.

البته برای سهولت کار، شما می توانید قبل از اینکه سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی را ایجاد نمایید یک بررسی اولیه از کلیت کار داشته باشید؛ بنابراین توصیه می گردد موارد زیر را به طور اجمالی مورد توجه قرار دهید:

  • الزامات قانونی و سایر قوانینی که سازمان باید آنها را رعایت نماید
  • شناسایی خطرات ایمنی و بهداشتی و ارزیابی و ارزشیابی ریسک مواجهه سازمان با آنها
  • بررسی سیستم ها، فرآیندها، رویه های سازمان در صورت وجود
  • مطالعه حوادث و وقایع گذشته و علت های آن

۴-۲- خط مشی ایمنی و بهداشت شغلی (OH&S Policy):

خط مشی قاعده ای کلی است که باید بر همه قوانین، آیین نامه ها و عملکرد سازمان اشراف داشته باشد؛ یعنی هیچ اقدامی در خارج از این چارچوب قابل انجام نیست. برای مثال قانون اساسی نسبت به قوانین عادی جنبه خط مشی دارد و هیچ قانونی نباید مغایر و ناقض قانون اساسی باشد. خط مشی را می توان نوعی تصمیم گیری نیز دانست؛ زیرا هنگامی که خط مشی تعیین می شود در جایگاهی کلان، تصمیمی اتخاذ شده است. با این تفاوت که خط مشی نسبت به تصمیمات موردی و خرد، بالاتر و اساسی تر است. بنابراین خط مشی ترسیم می شود و سپس تصمیمات با رعایت موازین پیش بینی شده درخط مشی اتخاذ می شود. از این تعریف مشخص می شود که تعیین خط مشی به لحاظ جایگاه اساسی که دارد بر عهده مدیریت ارشد سازمان است. استاندارد ویژگی های یک خط مشی را این گونه معرفی می نماید:

  • متناسب با ماهیت و اندازه ریسک های ایمنی و بهداشت سازمان باشد؛ نوع فعالیت سازمان و گستردگی آن در اینجا حائز اهمیت است. همان طور که قبلا هم گفته شد ماهیت و اندازه ریسک ها در سازمان انرژی اتمی و یک کارخانه صنایع غذایی به کلی متفاوت است؛ پس نیاز است که خط مشی هر کدام نیز متناسب با ریسک های خود تعریف گردد. توجه داشته باشید هدف نهایی سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای، پیشگیری از حوادث و بیماری است. پس باید به طور گسترده ای با ریسک های ایمنی و بهداشتی سر و کار داشته باشیم که یک مورد آن در تعیین خط مشی قابل مشاهده است.
  • شامل تعهد به جلوگیری از جراحت و بیماری و نیز بهبود مداوم در مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای و عملکرد مربوط به آن باشد؛ یکی از فوائد خط مشی ایمنی و بهداشتی برای کارشناسان HSE، تاکید استاندارد بر ذکر واژه «تعهد» است یعنی وقتی مدیر عامل خود را متعهد به انجام کاری می داند این امر خود به خود برای همه کارکنان یک سازمان نیز لازم الاجرا است. حمایت مدیر عامل سازمان از HSE باید به روشنی در خط مشی ایمنی و بهداشتی قابل ملاحظه باشد.
  • حداقل شامل تعهد به انطباق با الزامات قانونی قابل کاربرد و سایر الزاماتی باشد که سازمان در ارتباط با خطرات ایمنی و بهداشت شغلی آن را متقبل شده است؛ در صورتی که در خط مشی، تعهد مدیر ارشد یک سازمان به رعایت الزامات قانونی در آورده نشود آن خط مشی از نظر استاندارد معتبر نیست. چرا که الزامات قانونی بر خلاف سایر الزامات ثانویه که ممکن است اختیاری باشد لازم الاجرا است.
  • چارچوبی برای تعیین و بازنگری اهداف ایمنی و بهداشت شغلی فراهم نماید؛ اهدافی که برای پایش عملکرد ایمنی و بهداشتی سازمان تعیین می گردد باید از نظر ماهیت و اندازه، سازگار با خط مشی باشد. مثلا فرض کنید در خط مشی یک کارخانه تولید سیمان آمده است: «تعهد به پیشگیری از بیماری های شغلی به ویژه بیماری های ریوی» در این صورت هدف گذاری بخش HSE با عنوان «تهیه و توزیع ماسک تنفسی» متناسب با ماهیت «پیشگیری از بیماری های ریوی» نیست. در واقع از طریق «تهیه و توزیع ماسک تنفسی» نمی توان به هدف کلان «پیشگیری از بیماری های ریوی» دست یافت. یا مثلا هدف گذاری خرید یک دستگاه ماشین آتش نشانی برای یک کارگاه تولید قطعات خودرو که اصولا آمادگی برای مقابله از آتش سوزی های مهیب در خط مشی آن وجود ندارد منطقی نیست در حالیکه همین مورد برای یک پالایشگاه کاملا متناسب و منطقی است.
  • خط مشی باید مدون باشد و در دسترس گروه های ذینفع باشد؛ با توجه به طیف گسترده ذینفعان سازمان (برای مثال شرکتهای اطراف سایت، بومیان منطقه، …)، جهت حصول اطمینان از قابلیت دسترسی خط مشی برای کلیه ذینفعان، اکیدا توصیه می شود خط مشی HSE در سایت اینترنتی سازمان قرار داده شود. برای مثال خط مشی HSE بسیاری از شرکتهای معتبر خارجی فعال در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی، در سایت آنها قرار داده شده است:
  1. Total (در برخی شرکتها ممکن است خط مشی با عناوین دیگری نظیر charter یا منشور شناخته شود)
  2. Statoil
  3. Exxon Mobil
  4. Fluor
  5. Schlumberger
  • باید به کلیه افرادی که تحت کنترل سازمان کار می کنند ابلاغ شده باشد و به طور دوره ای بازنگری گردد؛ افراد تحت کنترل سازمان یعنی کارکنان یک سازمان به همراه پیمانکاران آن سازمان که همگی باید به واسطه ابلاغ (اجبار و تکلیف به انجام، برای مثال از طریق گنجاندن در آن در اسناد مناقصه و قرارداد با پیمانکاران اجرایی سایت، مطرح نمودن در Kick Off Meeting) خط مشی، از وظایف خود مطلع بوده و در حین کار نیز رعایت نمایند. خط مشی نیز مثل بقیه مدارک سازمان باید به طور منظم مورد بازنگری قرار گیرد تا از سازگاری و به روز شدن آن با تغییرات احتمالی اطمینان حاصل گردد.

شایان ذکر است که بسیار بیشتر از مطالب فوق می توان در مورد خط مشی و اصول نگارش آن صحبت نمود که برای پرهیز از اطاله کلام و صحت انتقال مقصود به همین اندازه بسنده می گردد.

درباره مسعود رضازاده

من مسعود رضازاده، دارای مدرک کارشناسی مهندسی صنایع - گرایش ایمنی صنعتی از دانشکده سلامت، ایمنی و محیط زیست (HSE) دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسی ارشد مدیریت HSE از واحد علوم و تحقیقات تهران دانشگاه آزاد هستم. به موضوعات مختلف مهندسی صنایع مثل کنترل پروژه، کنترل موجودی، تضمین کیفیت و به خصوص HSE علاقه مندم. اعتقاد دارم حوزه های مختلف مدیریت پروژه به مثابه حلقه های زنجیر بوده و ارتباط ناگسستنی بین آنها برقرار است. مایل هستم جهت ارتقای سطح اطلاعات، تجربیات کاری خود را با متخصصان امر تبادل نمایم.

این مطلب را هم ببینید

فرهنگ ایمنی، حلقه مفقوده سازمانی

وقتی صحبت از HSE: Health, Safety and Environment به میان می آید احتمالا نمی توان …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *