تشریح بندهای استاندارد OHSAS: قسمت ۵- ارزیابی ریسک و تعیین کنترل ها

در پست قبل به موضوع شناسایی خطرات و اینکه در این فرآیند به چه مواردی باید توجه شود پرداختیم. در مطلب پیش رو در مورد ارزیابی ریسک و به کارگیری کنترل های ایمنی، بحث خواهد شد و تلاش می گردد در پست بعد خلاصه ای از نکات مهم OHSAS 18002 ارائه گردد.

یکی از مشکلات رایج در مقوله شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک، عدم توجه صحیح به واژه شناسی این مبحث است. جایی که از واژه ریسک به جای خطر استفاده می شود و برداشت های نادرستی از واژه خطر و خطرناک ارائه می گردد. پیامد یک خطر به طور کامل در نظر گرفته نمی شود و پروسه مدیریت ریسک تکمیل نمی شود. به تعاریف مطرح شده در استاندارد توجه کنید:

  • خطر Hazard: هرگونه

منبع: مانند مخازن انرژی، پست برق فشارقوی، چشمه های پرتوزا، ماشین آلات دوار، معادن شن و ماسه، قرابه های اسید و به طور کلی مواد شیمیایی

وضعیت: مانند کار در ارتفاع، کار در زیر بار معلق

اقدام: مانند بلندکردن بار با دست

که دارای پتانسیل آسیب، به صورت مصدومیت یا بیماری برای افراد، یا ترکیبی از آنها باشد. توجه نمایید که تشخیص اینکه خطر متاثر از منبع، وضعیت و یا اقدام است در بسیاری مواقع دشوار بوده و حتی می تواند ترکیبی از هر سه باشد، لذا خیلی حائز اهمیت نیست بلکه صرفا برای ارائه یک تعریف جامع از خطر عنوان شده اند. به طور کلی می توان گفت منبع، خطر را به طور ذاتی در خود دارد و پیامد آن می تواند متوجه بیشتر از چند نفر باشد. وضعیت شامل مواجهه یا تقابل با یک منبع است و پیامد آن می تواند متوجه بیشتر از یک نفر باشد. اقدام یک وضعیت است که کنترل های ایمنی در آن رعایت نشده است و معمولا پیامد آن متوجه شخص اقدام کننده است.

  • ریسک Risk: ترکیبی از احتمال وقوع یک واقعه خطرناک یا مواجهه (ها) با آن و شدت جراحت یا بیماری حرفه‌ای که می تواند به سبب آن رویداد یا مواجهه (ها) با آن واقعه به وجود آید. پس ریسک مفهوم ملموسی نیست. به اشتباه واژه «پر ریسک» یا «ریسک بالا» معادل «خطرناک» قلمداد می شود چون خطرناک تنها ناظر به شدت پیامد است ولی پر ریسک تلفیق شدت خطر و احتمال بروز حادثه ناشی از آن خطر را نشان می دهد و فرقی هم ندارد که کدام یک از این دو متغیر در آن نقش بیشتری دارد. مثلا زمین خوردن در کف یک تعمیرگاه معمولا خطرناک قلمداد نمی شود در حالیکه بسیار پر ریسک است چون به دفعات متعدد اتفاق می افتد. می توان گفت «واحد یا مقیاس اندازه گیری یک خطر با درجه ریسک تعیین می گردد»

دو عبارت مهم دیگر نیز وجود دارد که علیرغم عدم تعریف آن در استاندارد، بیان می گردد:

۱-    پیامد Consequence: نتایج نامطلوب یک رویداد که می تواند به انسان، محیط زیست، شهرت سازمان (و دارایی های سازمان) آسیب وارد سازد. مثلا مرگ و میر ناشی از آتش سوزی در یک پالایشگاه. گفتنی است که خسارات به اموال سازمان، مشمول استاندارد OHSAS 18001:2007 نمی شود ولی در HSE-MS مورد توجه قرار می گیرد.

۲-    مدیریت ریسک Risk Management: ترکیب شناسایی خطرات، ارزیابی ریسک و تعیین اقدامات کنترلی به منظور پیشگیری یا کاهش پیامدها است.

  • واقعه Event: یک رخداد مرتبط با عملکرد تجهیزات یا اعمال انسانی است. در واقع بین علل ریشه ای یک حادثه تا لحظه وقوع رویداد، زنجیره ای از رخدادها وجود دارد که می توان هر رخداد را یک واقعه در نظر گرفت. بسته به نظر متخصص، هر یک از این وقایع می تواند پایه ای (Basic)، آغازگر (Initiating) یا میانی (Intermediate) باشد.

استاندارد بیان می کند که روش های سازمان برای شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک باید:

الف) با توجه به دامنه کاربرد، ماهیت و زمان بندی سازمان تعریف شود تا اطمینان حاصل شود که بیشتر پیشگیرانه است تا واکنشی؛ اگر به خاطر داشته باشید گفتیم که قبل از رسیدن به بند ۴ که الزامات سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی مطرح می گردد لازم است دامنه کاربرد این الزامات به درستی مشخص گردد. اهمیت این موضوع در همین جمله استاندارد نشان داده شده است. روش سازمان برای شناسایی خطرات و ارزیابی ریسک باید با توجه به گستردگی، جنس و برنامه زمانی انجام فعالیت ها انتخاب شود. این سه فاکتور به خصوص در سازمان های پروژه محور حائز اهمیت است. در این صورت است که می توان انتظار داشت از عمده حوادث قبل از وقوع، پیشگیری گردد ولی در هر صورت هیچ روشی ۱۰۰ درصد پیشگیرانه نیست. شاید هم لازم باشد با توجه به گستردگی فعالیت ها از چند روش در هر حوزه ای استفاده شود.

ب) شناسایی، اولویت بندی و مستند سازی ریسک ها، و بکار گیری کنترل‌ها را به طور متناسب میسر سازد؛ خروجی روش انتخابی حتما باید منجر به اولویت بندی ریسک گردد. همان طور که می دانید اصولا منابع محدود هستند بنابراین برای تخصیص منابع نیاز به اولویت بندی داریم؛ همچنین به طور کلی ۲۰ درصد از خطرات و یا بالتبع ریسک ها باعث ۸۰ درصد از حوادث می شود. پس با این وجود باید منابع به خطرات پرریسک تر اختصاص یابد. ضمن اینکه در قسمت واژگان، عبارتی به نام ریسک قابل قبول معرفی شد که حتی در صورت وقوع حادثه مربوطه، توسط سازمان تحمل می گردد. یعنی سازمان چنین ریسکی را پذیرفته و ضرورتی به کاهش آن احساس نمی کند. همچنین ممکن است یک خطر پیامدهای متعددی داشته باشد؛ پس روش انتخابی باید قادر باشد هر پیامد را به طور مجزا ارزیابی ریسک نموده و بتوان کنترل های به خصوصی را در هر مورد به کار گرفت.

اصول ذیل باید در تعیین کنترل ها و کاهش ریسک به ترتیب اجرا گردد:

  • حذف؛ اولویت اول برای کاهش ریسک، حذف ریسک و رساندن آن به مقدار صفر است. مثلا از طریق Outsourcing یک فعالیت پر ریسک و انتقال ریسک آن به خارج از سازمان. استفاده از تجهیزات بالابر مکانیکی برای حذف خطر جابجایی دستی یا مثلا برای حذف ریسک های بهداشتی ناشی از استنشاق گازهای خفقان آور ناشی از فعالیت یک لیفتراک دیزلی می توان از لیفتراک برقی استفاده نمود. توجه نمایید که در این صورت فقط ریسک آلایندگی لیفتراک صفر شده و سایر ریسک های مرتبط با فعالیت لیفتراک ها کماکان به قوت خود باقی است.
  • جایگزینی؛ استفاده از مواد و تجهیزات با سطح مخاطره آمیزی کمتر و یا کاهش در سطح انرژی سیستم. همان گونه که در اصول ده گانه تئوری انرژی هادون نیز بیان شد بسیاری از حوادث و آسیب ها در اثر انتقال انرژی به وجود می آید. مثلا جایگزینی موتورهای بنزینی با موتورهای دیزلی برای کاهش سرعت انرژی تولیدشده و آلایندگی کمتر. در اینجا خطر انفجار و آلایندگی وجود دارد ولی در مقایسه با بنزین بسیار کمتر است.
  • کنترل های مهندسی؛ استفاده از تجهیزات و سیستم های فنی کنترلی مانند سیستم تهویه، حفاظ گذاری ماشین آلات، جاذب های صوتی، کلید حفاظت جان RCCB

HSE - Elec - Residual Current Circuit Breaker - RCCB - RCD - 2 Pole

  • علائم / هشدارها و یا کنترل های اداری؛ نصب علائم ایمنی در محوطه های خطرناک، استفاده از چراغ های چشمک زن، شبرنگ و آلارم ها نمونه هایی از کابرد علائم و هشدارها هستند. از طرف دیگر، روش های اجرایی، بازرسی های ایمنی، اعمال محدودیت در دسترسی به تجهیزات و محوطه های عملیاتی با استفاده از قفل و برچسب و پرمیت های کاری. کاهش ساعات کاری به دلیل مواجهه با عوامل زیان آور، سیستم گردش شغلی و آموزش را نیز می توان در زمره کنترل های اداری به حساب آورد.
  • تجهیزات حفاظت فردی (PPE)؛  آخرین مرحله از به کارگیری کنترل های ایمنی، استفاده از وسایل حفاظت فردی است که متاسفانه گاهی اوقات دیده می شود که به عنوان اولین اقدام به کار می رود و همین هم به طور صحیح انجام نمی شود. معمول ترین این وسائل عبارتند از کلاه و کفش ایمنی، البسه حفاظتی، دستکش، ماسک دهان و صورت. البته بسته به حساسیت فعالیت ها، انواع بسیار خاصی از این تجهیزات نیز قابل کاربرد است. نکته مهم در این خصوص آن است که بسیاری از این وسایل به صورت غیراستاندارد ساخته شده و فاقد کیفیت مورد انتظار هستند که در این صورت نه تنها کمکی به افزایش ایمنی نمی کنند بلکه احتمال بروز حوادث را نیز افزایش می دهند. همان طور که ملاحظه می فرمایید شما باید همزمان با چندین جبهه چالش داشته و مراقب همه جوانب باشید.

در بسیاری از موارد لازم است از ترکیبی از موارد فوق برای کاهش ریسک (های) یک خطر استفاده شود. تصمیم گیری در مورد انتخاب هر یک از سلسله مراتب کاهش ریسک ها بستگی به الزامات قانونی، خط مشی سازمان و موازنه هزینه – فایده دارد. در نهایت، نتایج شناسایی خطرات، ارزیابی ریسک و تعیین اقدامات کنترلی باید به صورت مدون جمع آوری شده و همواره به روز گردد مخصوصا قبل و بعد از انجام تغییرات و بعد از رویدادها (نه فقط حوادث).

درباره مسعود رضازاده

من مسعود رضازاده، دارای مدرک کارشناسی مهندسی صنایع - گرایش ایمنی صنعتی از دانشکده سلامت، ایمنی و محیط زیست (HSE) دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسی ارشد مدیریت HSE از واحد علوم و تحقیقات تهران دانشگاه آزاد هستم. به موضوعات مختلف مهندسی صنایع مثل کنترل پروژه، کنترل موجودی، تضمین کیفیت و به خصوص HSE علاقه مندم. اعتقاد دارم حوزه های مختلف مدیریت پروژه به مثابه حلقه های زنجیر بوده و ارتباط ناگسستنی بین آنها برقرار است. مایل هستم جهت ارتقای سطح اطلاعات، تجربیات کاری خود را با متخصصان امر تبادل نمایم.

این مطلب را هم ببینید

تشریح بندهای استاندارد OHSAS: قسمت ۴- شناسایی خطرات

۴-۳- طرح ریزی (Planning): اولین گام عملی برای ایجاد سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت شغلی، …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *