تشریح بندهای استاندارد OHSAS: قسمت 8- اهداف و برنامه ها

تشریح بندهای استاندارد OHSAS: قسمت ۸- اهداف و برنامه ها

۴-۳-۲- اهداف و برنامه ها (Objectives and Programmes):

چرخه دمینگ: طرح ریزی، اجرا، کنترل و بازنگری
چرخه دمینگ: طرح ریزی، اجرا، کنترل و بازنگری

همان طور که می دانید استاندارد OHSAS بر پایه چرخه دمینگ (طرح ریزی، اجرا، کنترل و بازنگری) استوار است که به اختصار PDCA خوانده می شود. بنابراین در قدم اول بایست سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای طرح ریزی شود. برای طرح ریزی یک سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای نیاز داریم که اهداف به تفکیک (ایمنی، بهداشتی و احیانا زیست محیطی) تعیین گردند. اهداف تعیین شده باید برگرفته از خط مشی HSE سازمان باشد که مدیر ارشد تعهد خود به پیشگیری از حوادث و بیماری های شغلی را اعلام نموده است. فرآیند هدف گذاری و اجرای برنامه ها برای دستیابی به اهداف، ساز و کاری را فراهم می نماید که به بهبود مستمر سیستم مدیریت ایمنی و بهداشت حرفه ای و عملکرد آن منجر می گردد. برای تعیین اهداف باید به مواردی مثل امکانات مالی (میزان بودجه سازمان)، تکنولوژیکی (فناوری روز)، قوانین و مقررات، خطرات شناسایی شده و ریسک های ارزیابی شده توجه نمود.

لازم به ذکر است که در استاندارد OHSAS کلمه Objective معادل هدف یا هدف کلان در نظر گرفته شده است در حالی که Target را زیرمجموعه ای از Objective تعریف نموده اند. از آنجا که برای رسیدن به هر هدف باید برنامه ریزی نمود، پس می توان گفت هر برنامه متشکل از مجموعه اقداماتی (Task) است که برای رسیدن به هدف لازم است انجام شود.

اهداف SMART

اهداف باید قابل پایش بوده و میزان پیشرفت آنها قابل بیان باشد. بدین جهت پنج ویژگی برای این اهداف معرفی می شود که عبارت است از:

  • مشخص، مرتبط و صریح Specific
  • قابل اندازه گیری Measurable
  • دست یافتنی Achievable
  • مرتبط و واقع گرایانه Relevant
  • و به هنگام Timely
اهداف SMART
اهداف SMART

ویژگی های فوق به اختصار SMART نامیده می شود که در مراجع مختلف با معادل های اسمی متفاوتی نیز معرفی شده اند ولی نکته مهم توجه به مفهوم این ویژگی ها است که در آن اختلافی وجود ندارد. ویژگی قابل اندازه گیری بودن یا کمی بودن اهداف از جمله مهمترین آنها است که حتی در بعضی موارد معادل SMART قلمداد می شود. اهداف را به گونه ای انتخاب کنید که اجرای آن با چند نامه یا پیگیری ساده قابل اجرا نباشد چون در این صورت خیلی با تعریف ذاتی هدف سازگار نیست. معمولا مواردی که اجرای آن نیاز به هزینه ای بیشتر از هزینه های عرفی سازمان دارد یا اجرای آن با مقاومت های زیادی در سازمان روبرو شده است می تواند به عنوان اهداف تعریف شود. به طور مثال می تواند چیزی شبیه موارد زیر باشد:

      • اهدافی برای افزایش یا کاهش چیزی که با عدد سنجیده می شود (مثلا کاهش حوادث ناشی از حمل دستی بار به میزان %۲۰)
      • اهدافی برای به کارگیری کنترل ها یا حذف خطرات (مثلا برای کاهش سروصدا در یک کارگاه)
      • اهدافی برای استفاده از مواد با خطر کمتر در محصولات تولیدی
      • اهدافی برای افزایش رضایت کارکنان در ارتباط با ایمنی و بهداشت شغلی (مثلا کاهش استرس در محیط کار)
      • اهدافی برای کاهش مواجهه با مواد، تجهیزات و فرآیندهای خطرناک (مثلا به کارگیری حفاظ ها یا کنترل دسترسی)
      • اهدافی برای ارتقا آگاهی یا صلاحیت در اجرای ایمن فعالیت ها
      • اهدافی برای تقاضای اجرای الزامات قانونی قریب الوقوع قبل از تصویب و اجباری شدن آن

مثل بسیاری از موارد قبلی، بازهم توصیه می شود از اطلاعات افراد تاثیرگذار بر یک هدف، داده های جمع آوری شده از حوادث گذشته، نتایج ممیزی های قبلی، نظرات (شکایات) طرف های ذینفع و به خصوص پیمانکاران و … در تعیین و نحوه اجرای اهداف استفاده شود. سعی شود تا حد ممکن نیاز به این اهداف مستدل و مستند بیان شود تا برای افراد تاثیرگذار بیشتری موجه و ضروری جلوه نماید.

اهداف می تواند به گونه ای تعریف شود که کل سازمان را در گیرد (مثل کاهش تعداد حوادث) و یا منحصر به یک بخش از سازمان باشد (مثلا نوسازی سیستم تهویه در کارگاه جوش یک کارخانه). بازهم مثل بندهای قبلی، تعیین این سطوح بستگی به نوع فعالیت و گستردگی سازمان دارد.

سازمان باید به منابع مالی، زیرساخت ها و نیروی انسانی لازم برای انجام اقدامات فوق توجه نماید و مسئولیت و صلاحیت افراد عهده دار وظیفه را مشخص نماید. همچنین با جمع آوری متناوب اطلاعات پیشرفت کار باید از انجام آن در چارچوب زمانی تعیین شده اطمینان حاصل گردد.

نمونه اهداف و برنامه های ایمنی و بهداشت حرفه ای

فرض کنید پیشگیری از حوادث ناشی از کار به عنوان یک هدف (Objective) در خط مشی ایمنی و بهداشت حرفه ای شرکت X ذکر شده است. شرکت X، پیمانکار اصلی پروژه های احداث نیروگاه است. کارشناسان بخش HSE با بررسی حوادث قبلی و فرایند ارزیابی ریسک انجام شده در کل شرکت، متوجه شده اند سقوط از ارتفاع از جمله حوادث با فرکانس بالا بوده که ریسک بالایی را نیز به خود اختصاص داده است. همچنین بررسی ها نشان می دهد ۹۰ درصد این حوادث در بخش Construction یا ساختمانی پروژه ها و توسط پیمانکاران مختلفی رقم خورده است. ضمنا ۱۰ درصد بقیه این حوادث منجر به مرگ مرگ یا آسیب شدید نشده است. بنابراین بخش HSE تصمیم گرفته است یکی از اهداف (Target) ایمنی خود را در راستای خط مشی شرکت X، کاهش حوادث سقوط از ارتفاع در فاز Construction پروژه ها در نظر گیرد. برنامه و جزییات دستیابی به این هدف به شرح ذیل است:

Rezazadeh - OHSAS 18001 - 4.3.3 - Edameh

درباره مسعود رضازاده

من مسعود رضازاده، دارای مدرک کارشناسی مهندسی صنایع - گرایش ایمنی صنعتی از دانشکده سلامت، ایمنی و محیط زیست (HSE) دانشگاه شهید بهشتی و کارشناسی ارشد مدیریت HSE از واحد علوم و تحقیقات تهران دانشگاه آزاد هستم. به موضوعات مختلف مهندسی صنایع مثل کنترل پروژه، کنترل موجودی، تضمین کیفیت و به خصوص HSE علاقه مندم. اعتقاد دارم حوزه های مختلف مدیریت پروژه به مثابه حلقه های زنجیر بوده و ارتباط ناگسستنی بین آنها برقرار است. مایل هستم جهت ارتقای سطح اطلاعات، تجربیات کاری خود را با متخصصان امر تبادل نمایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *