خانه > اخبار و بریده جراید > بریده جراید > مصاحبه با پیشکسوتی از صنعت برق، مهندس صفر نور الله

مصاحبه با پیشکسوتی از صنعت برق، مهندس صفر نور الله

مهندس صفر نوراله، برای فعالان عرصه برق و تمام کسانی که از دور یا نزدیک دستی بر آتش صنعت برق دارند، نام بیگانه ای نیست. بیش از سه دهه فعالیت در زمینه برق، چه در کرسی تدریس دانشگاه و کسوت استادی و چه در بستر تلاش جانانه برای ساختن و توسعه کشور، از او چهره ای مصمم و تاثیر گذار ساخته است.

بنیان گذارو مدیر عامل «صفا نیکو»از سرزمین آب و آفتاب برآمده؛ استان اصفهان. دیاری که گرمی آفتاب نیمه کویری و جاری روشن زاینده رود را یکجا در گستره ای به وسعت نصف جهان گرد هم آورده تا به پشتوانه یک تاریخ فکر و فرهنگ و فرهیختگی، همچنان زایایی و بالندگی دانش، معرفت و زندگی را در کلام و تلاش هدفمند فرزندان امروزش نظاره گر باشیم.

با صفر نورالله به عنوان یکی از پیشکسوتان صنعت برق کشور به گفتگو نشستم. مدت این گفتگو اندکی بیش از نیم ساعت بود، اما در همین مجال اندک، چکیده قریب ۳۵سال تلاش ثمر بخش و مجدانه اش را برای من و مخاطبان سایت صبا بازگو کرد؛ در فرصتی که هر چند به اختصار فراهم شده بود، اما بسیار آموزنده بود. شنیدن از زبان شخصی که ته لهجه شیرین اصفهانی اش بوی اصالتی ریشه دار می داد و تمام کارهای بزرگی را که انجام داده بود در جمله هایی کوچک و بی تکلف برایم بیان می کرد، شیرین بود. خود را هنوز تشنه و جویای آموختن می دانست و در پی کسب موفقیت های بیشتر و بیشتر در عرصه تلاش و ساختن بود. دغدغه اصلی اش تداوم شکوفایی های حاصل شده در صنعت برق کشور و دانایی و توانایی جوانانی بود که پا در مسیر او و امثال او می گذاشتند.

این گفتگو و گفت و گوهایی از این دست را که پس از این با پیشکسوتان عرصه انرژی خواهیم داشت، خوشه هایی از خرمن ارزشمند و بی بدیل تجربه و دانش این عزیزان میدانیم و آنها را بی کم و کاستی در معرض توجه و استفاده تمامی تجربه اندوزان و رهسپاران مسیر توسعه و تعالی کشور گذاشته و خواهیم گذاشت.

آقای مهندس در ابتدا برای مخاطبان از مراحل تحصیلی تان بگویید.

من در سال ۱۳۲۹ در نجف آباد اصفهان متولد شدم. تا مقطع دیپلم در نجف آباد درس خواندم و در سال ۱۳۵۰ دیپلم ریاضی ام را از دبیرستان پهلوی نجف آباد دریافت کردم. همان سال در رشته برق- قدرت در دانشکده فنی دانشگاه تهران قبول شدم. تا سال ۱۳۵۶در دانشکده فنی مشغول به تحصیل بودم و در سال ۵۶ در مقطع کارشناسی ارشد برق- قدرت فارغ التحصیل شدم. به تعبیری به طور مستمر تا مقطع کارشناسی ارشد مدت شش سال در دانشگاه درس خواندم.

لطفا خلاصه ای از فعالیت های حرفه ای خود در صنعت برق را شرح دهید.

در مهر ماه سال ۵۵ برای گذراندن دوره سربازی در برق منطقه ای اصفهان استخدام شدم؛ یعنی قبل از فارغ التحصیلی برای گذراندن سربازی به آنجا رفته بودم. به مدت شش ماه در قسمت رولیاژ برق منطقه ای کار کردم. بعد از اینکه متوجه شدم نمی توانند مشکل سربازی مرا حل کنند به آب منطقه ای رفتم و دقیقا از اول فروردین ماه سال ۵۶در آب منطقه ای مشغول به کار شدم و تا اول اردیبهشت ماه سال ۵۹در آنجا فعالیت داشتم. در طول این مدت، ابتدا به عنوان مهندس نیروگاه، بعد از آن به عنوان مسئول بهره برداری و در سال بعد در جایگاه مسئول نیروگاه مشغول به کار شدم. بعد از آن از تاریخ اول اردیبهشت ماه سال ۵۹ به برق منطقه ای اصفهان آمدم و سمت هایی مانند کارشناس پست فشار قوی، مجری پست فشار قوی و بعد از آن در سمت کارشناس طراحی پست های فشارقوی خدماتی را انجام دادم و در نهایت مدیر طراحی پست های فشار قوی شدم. من از همان بدو ورود به صنعت برق، در برق منطقه ای یا وزارتخانه، وقتی که خارج از نیروگاه بودم در پست های فشار قوی کار می کردم . ابتدا که از به برق منطقه ای آمدم به عنوان کارشناس نصب پست های فشار قوی کارم را شروع کردم. بعد به تدریج طراحی را دنبال کردم. البته آن روزها اصلا با الان قابل مقایسه نیست. یادم هست که برق منطقه ای برای ساخت هفت پست با ASEA قرار داد داشت و مقرر شده بود که آنها بیایند و همه کارهای این طرح را به صورت EPC یا کلید در دست در اینجا انجام بدهند. بعد از انقلاب بود و طرف خارجی چندان رغبتی برای آمدن به ایران و اجرایی کردن توافق هایش نداشت و از طرفی ما هم هنوز آن شجاعت را نداشتیم که کار را از آنها بگیریم و اولین کاری که توانستیم بکنیم این بود که لوازم و تجهیزات را از آنها گرفتیم و کار ساختمانی و نصب آنها را خودمان انجام دادیم. با توجه به مشکلات جنگ و تجربه ای که در نصب این پست ها به دست آورده بودیم، آن زمان اولین پست سیار ایران را ساختیم که روی یک تریلی نصب شده بود. بسیار هم بد قیافه بود، چون تجربه ای در این زمینه نداشتیم.

این موضوع دقیقا در چه سالی اتفاق افتاد؟

فکر کنم در سال ۶۴ این کار اتفاق افتاد که بعد از آن شرکت های خصوصی زیادی شروع به ساخت کردند و الان ساخت پست های سیار در ایران بسیار کار ساده و عادی است. ولی آن روز ما اولین پست سیار را ساختیم که هنوز هم دارد کار می کند، ولی اگر شما بروید و از نزدیک این پست را ببینید، می بینید که بسیار بد قیافه و زشت و ناجور است، چون ما همه چیزش را با حداقل امکانات و چیزهایی که در انبار برق منطقه ای اصفهان موجود بود ساختیم. ما حتی ترانس مخصوص این کار را هم نداشتیم. یادم هست وقتی می خواستیم کلیدش را فعال کنیم، چون مکانیزم کلید به صورت عمودی بود، مجبور بودیم این را بیاوریم کنار پست سیار نصب کنیم و شاید فقط یک هفته یا ده روز روی این طرح کار کردیم تا توانستیم آن را به جایی که مد نظرمان بودمنتقل کنیم.

ولی جالب است بدانید که اگر امروز بخواهیم این کار را بکنیم دیگر چنین کاری را انجام نمی دهم؛ یعنی دیگر جراتش نیست. شاید یکی از دلایلی که باعث شد آن زمان در آنجا این کار را بکنم این بود که زیاد از جوانب کار آگاه نبودم و نمی دانستم این کار چه خطراتی دارد. کلید این پست حتما باید میرفت و تایپ تست میشد، ولی به هر حال آن روز این کار را کردیم و جواب هم گرفتیم و پست شروع به کار کرد، ولی من امروز دیگر چنین کاری را نمیکنم.

از جمله فعالیت های دیگر من تدریس در دانشگاه بوده. از سال ۶۳ در دانشگاه صنعتی اصفهان، مشغول تدریس به دانشجوهای دانشگاه صنعتی شدم و تا سال ۷۴مباحثی مانند رله و حفاظت، طراحی پست و مباحثی در قدرت را در دانشگاه صنعتی اصفهان تدریس کردم و کتابهایی را در زمینه رله حفاظت، طراحی پست و مباحثی در قدرت نوشتم که هنوز هم برای تجدید چاپ آنها تقاضا هست و شرکت صفا نیکو آنها را چاپ می کند و در اختیار افراد متقاضی قرار می دهد.

از سال ۷۲ همراه با دو نفر از همکارانم در برق منطقه ای و یکی از افراد بیرون از برق منطقهای شرکت صفا نیکو را تاسیس کردیم؛ البته شرکت در واقع در سال ۷۲ تاسیس شد ولی از سال ۷۴ فعال گردید و در زمینه اجرای EPCپستهای فشار قوی ما مشغول به کار شدیم. تا این لحظه هم در جایگاه مدیر عامل شرکت صفا نیکو در خدمت همکاران هستم. لازم به ذکر است که من در همان سال ۷۴ که مدیر طراحی برق منطقه ای بودم از این شرکت بیرون آمدم و در صفا نیکو مشغول به کار شدم؛ به تعبیری، غیر از زمانی که تدریس در دانشگاه را به موازات مشاغل اجرایی برعهده داشتم، هیچ گاه دو شغله نبودم و همیشه یک شغل خاص داشتم.

آقای مهندس شیرین ترین و تلخ ترین خاطره کاری تان چه بوده؟

شیرین ترین خاطره ام مربوط به زمانی است که در نیروگاه سد زاینده رود مشغول فعالیت بودم. روزی واحد شماره یک نیروگاه به دلیل سوراخ شدن سیستم خنک کننده یاتاقان ژنراتور از کار افتاد و تا آن زمان فرانسوی ها میآمدند و آن را تعمیر میکردند. هر کاری کردیم فرانسوی ها نیامدند و به دلیل شرایط جنگی و دیگر شرایطی که بر کشور حاکم بود، دستمزد بسیار زیادی می خواستند. این قضیه مربوط به اواخر سال ۵۸ است؛ یعنی همان روزهایی که جنگ تازه شروع شده بود. بعد من به کمک کارگرها، بدون اینکه از زوایا و حساسیتهای کار اطلاع داشته باشم، به کمک آنها یاتاقان را باز کردیم و آمدیم در تهران و این طرف و آن طرف جست و جو کردیم و با وجود نبود امکانات، در نهایت یاتاقان را تعمیر کردیم. از آن روز من واقعا شجاعت عجیبی پیدا کردم و فهمیدم که خیلی از کارهای به ظاهر ناشدنی و دشوار را می توان انجام داد. این شیرین ترین خاطره ام بود.

اما تلخ ترین خاطره وقتی بود که یکی از همکاران بسیار خوب و محترمم که در صفا نیکو با هم بودیم، در حالی که در یک پست برق دار با ولتاژ ۶۳ کار می کرد، به دلیل بی احتیاطی ای که اتفاق افتاد، دچار برق گرفتگی شد که خوشبختانه از آنجایی که توانستیم خیلی زود به کمکش بشتابیم فقط دچار سوختگی سطحی شد و بعد از گذراندن دوره معالجه و نقاهت یک ماهه در بیمارستان بهبودی پیدا کرد و در حال حاضر ایشان یکی از مدیران موفق صنعت برق کشور است و در برق منطقه ای اصفهان مدیر توزیع یکی از مناطق هستند. البته این خاطره هم تلخ بود و هم شیرین چون در نهایت شاهد بهبودی این دوست عزیز بودیم.

چه عواملی را در موفقیت های خود موثر می دانید؟

من چند عامل را در کسب موفقیت موثر و دخیل می دانم. پیشتر این را بگویم که من نمی خواهم زیاد برای خودم کارت تبریک بفرستم، ولی اگر موفقیت هایی کسب شده باشد، این موفقیت ها در وهله اول نتیجه اعتماد به نفسی بوده که اصولا همیشه در جریان کار داشته و دارم و زیاد اهل ترس و واهمه از کار نیستم. دوم اینکه حتی الامکان سعی کرده ام از انجام کارها بدون فکر و با عجله و بدون مطالعه جدا خودداری کنم. سومین چیزی که از همه اینها موثرتر بوده پی گیری مرتب و مجدانه است؛ یعنی گاهی آن قدر یک کار را پی گیری می کنم که بعضی ها از دستم فرار می کنند. در بسیاری از موارد بوده که بعضی از افراد فکر می کردند من کارهایی را با لابی کردن انجام داده ام، در حالی که من فقط با پی گیری کار را به انجام رسانده ام و کارکنان شرکت را هم مجبور کرده ام که به همین شیوه عمل کنند.
عامل بعدی ای که آن را در پیشبرد امور موثر میدانم، خوشبینی است. من یا خوشبختانه یا بدبختانه در بسیاری از موارد فقط قسمت پر لیوان را می بینم. البته این شاید به نوعی نقطه ضعف هم هست. این طور نیست که من بگویم فقط نقطه قوت است. ضمن اینکه به فکر کردن هم بسیار اعتقاد دارم. خیلی اوقات در کارهای اشتباه یا درستی که انجام می دهم قسمت پر لیوان را می بینم و وقتی مجموعه ضرر و زیان های آن کار را محاسبه می کنم، چون قسمت پر لیوان را دیده ام، می بینم که مجموعا نفعش بیشتر از زیانش بوده است؛ پس مجموعا درست بوده. اما شاید اگر من همیشه قسمت پر لیوان را نمی دیدم، پیشرفت بیشتری داشتم.

برای جوانانی که پا در مسیر شما می گذارند چه توصیه ای دارید؟

من خودم همیشه به کارکنان شرکت و دوستانی که با آنها تعامل داریم، توصیه هایی می کنم.

یکی از چیزهایی که ما در جامعه مان جدا کم داریم، زندگی کردن در روز است . ما نیازمندیم که بیشتر واقعیات امروز را ببینیم و خودمان را زیاد گرفتار مشکلات گذشته نکنیم، ضمن اینکه سعی کنیم آینده را هم زیاد سخت نبینیم، بلکه بیاییم و امروز را خیلی محکم و خوب ببینیم.

دومین چیزی که من مصرانه انجامش را به دوستان توصیه می کنم، همین مصرف فسفر است. من همیشه خطاب به دوستان اعلام می کنم: دوست من این فسفری که می خوری و به مغزت می رسد، برای این نیست که نابودش کنی. یعنی اگر شما سعی کنی که این فسفر را کمی بیشتر مصرف کنی، فکر کنی و برای کارهایت برنامه ریزی کنی و به ویژه اگر در برنامه ریزی هایت مدیریت زمان داشته باشی و آن را مبدا کارت قرار بدهی تو مطمئنا موفق خواهی بود.

یکی از توصیه های دیگری که به اغلب دوستان و همکاران میکنم، خواندن کتابهای «برایان تریسی» (ٍEPCzoom – برخی کتابهایی که از این نویسنده به زبان فارسی ترجمه شده اند، عبارتند از: قورباغه را ببوس، کمک به خویشتن، قدرت جذبه، مدیریت زمان، قدرت بیان، قدرت برنامه ریزی، مدیریت بحران، کانون تمرکز) است؛ مخصوصا کتاب هایی که به افراد یاد می دهد که چطور برنامه ریزی کنند و چگونه برای اهداف و راهبرد های زندگی شان فکر کنند و برنامه داشته باشند. اینها چیز هایی است که من بسیار توصیه می کنم. ما هر کتابی که از برایان تریسی منتشر شود- چه فارسی و چه انگلیسی- می خریم و در کتابخانه شرکت می گذاریم و معتقدم همه و به ویژه اهالی کسب و کار باید این کتاب ها را بخوانند.

Brian Tracy

چالش ها و فرصت های حوزه فعالیت خود را چه مواردی می دانید و آینده زمینه کاری خود را چگونه ارزیابی می کنید؟

چالش های فضای کاری ما تهدید هایی است که الان وجود دارد. این تهدیدها در واقع ما را از دو جهت تحت فشار قرار داده؛ یکی بحث تحریم هاست و یکی هم بحث های داخلی خودمان که به صورت عمده کمبود بودجه و مشکلات مدیریتی است که در بسیاری از بخش های صنعت برق حاکم است. همین ها باعث شده که ما شاهد تهدیدهای اساسی ای در مسیر فعالیت شرکت هایی مانند خودمان باشیم. اما از طرف دیگر این مسائل این حسن را هم دارد که ما را آبدیده می کند. ما مقداری آبدیده تر می شویم و مجبور می شویم که علاوه بر خودمان بیرون را هم ببینیم. به همین دلیل ما از سال ۷۹ سعی کرده ایم نگاهی هم به بیرون داشته باشیم و از همان زمان به این طرف از جمله شرکت هایی بودیم که در خارج از کشور پروژه گرفته ایم و هنوز هم پروژه هایی را در دست انجام داریم و به طور متوسط، متناسب با شرایط، حداقل در هر سال بین ۱۵ تا ۳۰ میلیون دلار پروژه در خارج از کشور داشته و داریم.

مساله دیگر این است که ما الان علاوه بر ساخت پست که حوزه اصلی فعالیتمان است در زمینه های دیگر هم فعال شده ایم؛ حال چه در زمینه ساخت و چه در زمینه های دیگر صنعت برق. مثل برق صنایع، یوتیلیتی ها و غیره که در این زمینه ها هم خوشبختانه هم موفق بودیم و هم الان پروژه های خوبی در دست انجام داریم.

شرکت صفا نیکو تا به حال چه عناوین و افتخاراتی کسب کرده؟

ما در سال ۸۳در استان اصفهان به عنوان صادر کننده نمونه شناخته شدیم و جایزه صادراتی آن سال استان را گرفتیم. در سال ۸۴ صادر کننده اول ایران شدیم و جایزه صادر کننده نمونه کشور را گرفتیم و در استان هم از سال ۸۴ تا ۸۷ به صورت متوالی صادر کننده نمونه شدیم و این جایزه را در سه سال متوالی دریافت کردیم. البته موارد دیگری از تشویق ها هم بوده به ویژه از طرف کارفرمایان خارج از کشور . ما در اغلب جاهایی که کار کردیم مدارک تشویقی ای از کارفرمایان دریافت کردیم که جزو افتخارات بنده و شرکت صفا نیکوست؛ چرا که نشان می دهد کارفرمایان از کار ما راضی بوده اند. حتی یادم هست که وقتی آقای مهندس بیطرف، وزیر اسبق نیرو، به سوریه می رفتند، آقایان ایشان را می بردند و پستهای مار ا به ایشان نشان می دادند و حتی چندبار به ایشان گفته بودند، لطف کنید شرکت های ایرانی مثل صفا نیکو را به ما معرفی کنید و نه هر شرکتی را. البته شرکت های دیگری هم هستند که افتخاراتی دارند و خیلی کار کردهاند، اما در زمینه پست، ما یکی از شرکتهای خوب منطقه هستیم و مفهوم این حرف البته این نیست که بقیه پست سازها بد بودند.

در ابتدای این مسیر آرزوهایتان چه بوده؟ چه میزان از این آرزوها محقق شده؟

در واقع روزی که ما کار را شروع کردیم می خواستیم زیمنس ایران شویم. یعنی با این نیت که میخواهیم زیمنس ایران شویم شروع کردیم. البته ما وقتی کار را شروع کردیم با«اشپرشر انرژی» سوییس کار می کردیم و انتظار داشتیم خط مشی و برنامه هایی را که آن شرکت دنبال می کرد دنبال کنیم، اما بعد از مدتی«آروا»، اشپرشر انرژی را خرید و عملا ما توانستیم با زیمنس همکاری کنیم. ولی چند مساله در این میان وجود داشت.

یکی مساله فرهنگی خودمان بود؛ از خودم شروع می کنم. من جدا فرهنگ کار جمعی را نداشتم و جمع ما هم این فرهنگ را نداشت. بنابراین اگرچه ما از همان روز اول اولین کارخانه سکسیونرسازی خصوصی را باز کردیم و خودمان بر اساس کپی کاری، سکسیونریهای مختلفی را ساختیم و رفتیم تایپ تست آن را گرفتیم و آمدیم، اما به دلیل نداشتن توان ادامه همکاری و مشکلاتی که در شرکت پیش آمد، عملا همه آنها متوقف شد و به همین دلیل ما فقط توانستیم در زمینه های پیمانکاری EPC پیش برویم و عملا تولیدمان متوقف شد. یکی از مسایل اصلی ای که باعث توقف روند همکاری شد، این بود که هم نمی دانستیم و هم نمی توانستیم؛ زیرا فرهنگ همکاری را نداشتیم.

یکی هم مشکلات مملکتی بود؛ یعنی یا آن طور که باید پیش میرفتیم نرفتیم و یا نخواستیم پیش برویم. از طرف دیگر بستر و امکانات مناسب هم نبود که ما بتوانیم رقابت کنیم. به دلیل اینکه شرکت های دولتی رقیب ما بودند؛ چند شرکت که نامشان را نبرم بهتر است. از این شرکتها به صورت جدی حمایت می شد، در نتیجه هم ما و هم شرکتهایی مثل ما هم متاسفانه نتوانستند رشد کنند. اما در مورد درصد موفقیت اگر جدی بخواهم بگویم، حدود ۲۰ درصد خواسته هایم محقق شد و واقعا ۸۰ درصد محقق نشده. شاید هم آرزوهایی که ما داشتیم کمی زیاد بزرگ بوده.

به طور کلی جایگاه و عملکرد صنعت برق را در کشور چگونه ارزیابی می کنید؟

من وضعیت کلی صنعت برق کشور را بسیار خوب میبینم. همانطور که میدانید، ما در بخشهای توزیع و انتقال برق تقریبا به خودکفایی رسیده ایم. در زمینه پست در ایران به خودکفایی ۹۵درصد رسیده ایم، در مورد نیروگاه گازی و سیکل ترکیبی هم حداقل پیش بینی من این است که بالای ۷۰درصدش در ایران ساخته می شود. اما یک «اما» این وسط هست که هیچ کس در مورد آن صحبت نمی کند و آن این است که در حقیقت اگر ما به این درصدها رسیدیم، آیا واقعا به دلیل رانت و موقعیت ویژه ای نبوده که دولت در اختیار این مجموعه ها گذاشته؟ بیشتر این شرکتها دولتی هستند. یعنی اگر دقیق نگاه کنید، می بینید اکثر این سازنده ها دولتی و تک سازنده هستند. بنابراین چون تک سازنده هستند، میتوانند از رانتهای اساسی استفاده کنند. اما من نمیدانم که اگر فردا مرزها باز شد و ما به سازمان تجارت جهانی پیوستیم، برای این شرکتها و این دستاوردها چه اتفاقی می افتد. مطمئنا اتفاق خیلی بدی میافتد و ممکن است خیلی از شرکتهای دیگر نتوانند رقابت کنند. یکی به این دلیل است و دیگری بنا بر دلایل دیگر مثل نرخ دلار است. الان میبینید که اغلب تجهیزات صادراتی که صادرکنندگان خارج از کشور برای خدمات مهندسی شان میگیرند، از خارج از کشور میآید. در یک پروژه پست یا نیروگاه، پیمانکار ترجیح میدهد جنس مورد نیازش را از خارج وارد کند، به دلیل اینکه آن جنس در ایران یا گران تر است یا تحویلش فوق العاده زمان بر است و طولانی، مخصوصا با شرایط دلار و نرخ ارزانی که هست، آنچنان رقابتی نیست و در ایران اصولا این جنس خیلی گران است.
درست است که صنعت برق جایگاه خوبی دارد، ولی یادمان نرود که باید رقابتی هم باشد که من نمیدانم آیا این صنعت می تواند در سطح جهانی هم با رقبا رقابت کند یا نه.

کمی از شکستهایتان برای خوانندگان بگویید، همین طور از تجربیاتی که مطمئنا بر روند کاری شما تاثیر داشته اند.
اصولا شکست در کارهای ما فراوان بوده. یکی از شکستهای اساسی ما در حقیقت جدا شدن و شکستن شرکتمان بود. وقتی ما شرکت را تشکیل دادیم، بعد از چند سال فعالیت به دلیل اینکه اختلافاتی در شرکا ایجاد شد، عملا یک شریک ۴۰درصدی از ما جدا شد و این یکی از شکستها و فشارهای خیلی اساسی ای بود که به شرکت وارد شد و عملا به همین دلیل نتوانستیم به بسیاری از آرزوهایی که داشتیم جامه عمل بپوشانیم. ولی از طرفی دیگر، پشتکار، اعتماد به نفس، پیگیری مداوم و همان عواملی که خدمتتان عرض کردم، سبب شد که ما به سرعت بتوانیم، عملا آن شکست و ضربه ای را که خوردیم به سرعت جبران کنیم. در زمینه های دیگر هم اگر خودمان را صاحب موفقیتی بدانیم، اگرچه حمایتی نداشتیم، اما توانستیم اولین پروژه های خارج از کشور را بگیریم و همین گرفتن پروژه های خارج از کشور باز هم اعتماد به نفس دیگری به مجموعه داد و همه را تشویق کرد که بیشتر کار کنند و بیشتر فعالیت کنند و بیشتر امیدوار باشند و حرکت کنند. این حرکت خوشبختانه هنوز هم ادامه دارد و بدون اغراق بگویم، با امیدی که ما داریم و اهدافی که مشخص کردیم، فکر می کنم با تمام مشکلاتی که به آنها اشاره کردم، در سال های نه چندان دور به موفقیت های خیلی خوبی خواهیم رسید. اجازه میخواهم در مورد این دستاوردها و موفقیتها چیزی نگویم، اما در آینده خواهیم دید که چه اتفاقات مبارکی در راه است.

جناب صفرنوراله آیا به جز صفا نیکو شرکت های دیگری هم تاسیس کرده اید؟ ارزیابی شما از عملکرد آنها چگونه است؟

ما اول شرکت«صفا نیرو» را تشکیل دادیم. شرکت صفا نیرو را برای رسیدن به اهدافی که الان صفا نیکو دنبال می کند تشکیل دادیم، ولی وقتی شرکا نتوانستند با هم کار کنند، آن شرکت منحل شد و من قبل از انحلال، صفا نیرو را با تمام تجهیزات آن خریدم و صفا نیکو را تاسیس کردم. صفا نیکو خودش تعداد زیادی داتر کمپانی (شرکت زیر مجموعه) به وجود آورده است که عبارتند از: سپاهان ذوب، صفا فولاد، نوژان نیرو، فرانکو و شرکت توان که این اواخر تاسیس شده. همه اینها شرکت هایی بودند که موسس اصلی آنها شرکت صفا نیکو بوده است . البته لازم به ذکر است که شرکت صفا نیرو دوباره توسط شرکای صفا نیکو احیاء شد و اکنون در مجموعه صفا نیکو نیست و یکی از شرکت های موفق ایران می باشد که با همت آقای مهندس بقایی مشغول فعالیت است.

اما اگر بخواهم ارزیابی ای از عملکرد این شرکت ها داشته باشم، باید بگویم که نگاهم به دو شرکت صفا نیکو و صفا فولاد نگاه بسیار خوب و مثبت است و معتقدم این دو شرکت جزو شرکت های موفق ایران بوده اند، هر چند مشکلات عدیده ای هم داشتند که بسیاری از آنها توسط اعضای هیات مدیره قابل پیش بینی و پیش گیری نبوده و از دست ما خارج بوده است. اما شرکت های دیگری که نام بردم، در مجموع جزو شرکت های کوچک هستند. اگر به صفا نیکو و صفا فولاد از ۱۰۰ نمره ۷۰ بدهم به آنها ۵۰ می دهم و فکر میکنم آنها هم در راهی می روند و کاری که میکنند در آینده نزدیک موفق خواهند بود. ولی همان طور که عرض کردم، این امر نیاز به فرهنگ سازی و فعالیت دارد و نیاز دارد اعضای جدیدی که در قالب این شرکت ها به مجموعه پیوستهاند هم یاد بگیرند که چطور جمعی کار کنید که این امر در ایران بسیار سخت است.

آقای مهندس کمی از حیطه تخصصی شما بیرون می آییم و پرسشی در حوزه کار خودمان مطرح می کنیم. شما نقش پایگاه های اطلاع رسانی و به طور خاص پایگاه های اطلاع رسانی تخصصی را در بهبود فضای کسب و کار چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من مدیران ما دچار یک مشکل اساسی شده اند و آن این است که شدیدا گرفتار کارهای روزمره اند و به همین دلیل فرصت مطالعه ندارند . اما از سوی دیگر یک حسن هم در آنها دیده میشود و آن حسن و نقطه قوت این است که در حد رفع نیازشان کار با رایانه و اینترنت و ابزارهای جدید را آموخته اند. بنابراین با امکاناتی مانند اینترنت و استفاده از آن بر روی تلفن همراه و غیره، به نظر من عملا این پایگاه ها در پیشرفت و اطلاع رسانی به مدیران شرکت ها، مهندسین و افرادی که علاقه مند دانستن این اخبار و اطلاعات هستند بسیار موثر خواهند بود و چنانچه این پایگاه ها ایجاد و فعال نشوند، ما از جهان به شدت عقب خواهیم ماند؛ همان گونه که در بسیاری موارد عقب هستیم. الان تولید اطلاعات ما در مقایسه با کشورهای توسعه یافته جهان بسیار کم است، در دنیای امروز به خوبی از امکاناتی مانند اینترنت و دیگر امکانات دیجیتالی برای اطلاع رسانی استفاده میکنند و اگر ما نتوانیم به زودی این بسترهای اطلاع رسانی را در کشورمان گسترش دهیم به اندازه ای از قافله پیشرفت عقب خواهیم افتاد که شاید دیگر هیچ وقت به آن نرسیم. بنابراین به نظر من پایگاه هایی مانند صبا بسیار عالی است. من بسیار خوشحالم که صبا این شیوه از اطلاع رسانی را شروع کرده اما تنها یک پایگاه کم است و نیاز هست که بسیار بیشتر در این زمینه کار بشود.

شما باید برای ما فرهنگ سازی کنید و به ما که در اثر مشغله و گرفتاری های زیاد گاهی ضرورت کسب اطلاعات و اخبار جدید را فراموش میکنیم، فشار بیاورید و فرهنگ سازی کنید تا ما هم بیاییم و بیشتر بیاموزیم و این مقوله ها را جدی تر ببینیم.
به نظر شما چطور میتوان تجربیات و دستاوردهای پیش کسوتان را که بسیار ارزنده هم هست و در طول سالیان و به سختی به دست آمده است به دیگران انتقال داد؟ چه پیشنهادی برای این کار دارید؟

این پرسش، پرسش بسیار سختی است. ما در اصفهان انجمنی تاسیس کردیم به نام انجمن پیشکسوتان که در آنجا پیشکسوتان برق منطقه ای اصفهان را دور هم جمع کردیم. یکی از کارهایی را که در آنجا کردیم این بود که خاطرات، عملکرد و، سوابق، خاطرات و همین مواردی را که جناب عالی از من پرسیده اید، از آنها پرسیدیم و درصددیم که ماحصل اینها را به صورت جزوه یا کتاب آماده کنیم و در اختیار علاقه مندان قرار دهیم.

یکی از چیزهایی که متاسفانه در کشور ما اتفاق میافتد این است که هرکس در این مملکت سی یا چهل سال کار کرد در نهایت بازنشسته میشود و از میدان کار و فعالیت خارج میشود و ما عملا از این همه داشته هایش دیگر هیچ استفاده ای نمیکنیم. یکی از چیزهایی که من در خارج از کشور به خصوص در فرانسه دیدم، این بود که بازنشستگان و پیشکسوتان را جمع کرده اند و انجمنی برای آنها تشکیل دادند و این انجمن در کشورهای مختلف به صورت مجانی خدماتی ارائه میدهد. این کار چند مزیت و حسن دارد؛

یکی اینکه وقتی میخواهند خدمت را ارائه بدهند، از آنجایی که به دلیل سنی خودشان قادر به ارائه آنها نیستند، جوانان کشورشان را به کار میگیرند تا این جوانها بتوانند امکانات مورد نظر آنان را در کشور دیگر فراهم کنند. می بینیم که با این اقدام چند کار کرده اند.

یکی اینکه به آن پیشکسوت و کسی که این همه سال برای کشورش زحمت کشیده شخصیت و بها داده اند و به او نگفته اند که برو تو به درد بایگانی می خوری

دوم اینکه تجربه ارزشمند او را به زیر دستانش منتقل کرده اند و هزاران نفر زیر نظر او آموزش دیده اند.

سوم اینکه فرهنگ خدمات مهندسی را به کشورهای دیگر منتقل کرده اند

چهارم اینکه تجهیزات کشورشان را فروخته اند و اشتغال زایی هم دارد.

یک وقتی این فرانسوی ها به اینجا آمدند و گفتند ما مجانی کار می کنیم، اول ما فکر کردیم که اینها دنبال چه مقاصدی هستند. خیلی جالب بود. فکر میکردیم مگر دولت فرانسه بیکار است که به اینها پول بدهد که به ایران بیایند و این کارها را انجام بدهند. با آنها صحبت کردیم و طرح نیروگاههای بادی را با آنها مطرح کردیم و دیدیم اینها چه امکانات وسیعی دارند. میگفتند ما میرویم و برای انجام کار برنامه ریزی میکنیم. درست است که رایگان است اما ما در انجمن این کار را میکنیم و پیش می رویم. میرویم و برنامه ریزی میکنیم و برای شما برنامه را میفرستیم. حتما برای شما یک دستور کار تهیه میکنیم و وقتی من محاسبه کردم، دیدم سی یا چهل نفر را با این کار به کار میگیرند و این تجربه را به همینها منتقل می کنند.

به نظر من، در ایران با توجه به ضعف تخصصی که وجود دارد و با توجه به نیازی که الان در اغلب شرکتهای دولتی و خصوصی به این تخصصها هست، ما میتوانیم از این همه تجربه و دانش استفاده کنیم. میتوانیم در انجمنها، در مراکز آموزشی، در مراکز تحقیقاتی، در مراکز تصمیم گیری و برنامه ریزی از این افراد استفاده های بسیار زیادی بکنیم. واقعا اتلاف و نادیده گرفتن این همه دانش و تجربه بسیار زیانبار و مایه تاسف است. اینها اگر با دانش و مباحث روز که توسط جوانان و دانشگاهیان مطرح می شود همراه شود و مکمل یکدیگر شوند، میتواند در بهبود امور بسیار موثر واقع شود.

آقای مهندس، معمولا و در همه جای دنیا کارآفرینان و مدیران متخصصی که در سطوحی قابل اعتنا فعالیت می کنند، علاوه بر نقش های تخصصی، رسالت های اجتماعی ای نیز برعهده می گیرند. آیا شما هم به این موضوع توجه داشته اید؟

یکی از رسالت هایی که مهندسین و افراد با سابقه دارند، در حقیقت فعالیت های اجتماعی آنهاست و این فعالیتهای اجتماعی باید مطرح شود و رواج یابد.

من در حال حاضر در مجموعهای علمی فعال هستم و در ادامه کار تدریسی که در دانشگاه بر عهده داشتم، در تهیه جزوات و کتابهایی با موضوع رله و حفاظت برای دانشگاه فعالیت میکنم و با دوستان دانشگاهی ام در این زمینه همکاری دارم و دوم اینکه در سندیکای برق به عنوان عضو هیات مدیره مشغول به خدمتم. در سندیکا یک سری مسئولیت هم پذیرفته ام. مسئولیت کمیته خصوصی سازی، کمیته پستهای فشار قوی و غیره . ضمنا در انجمن صدور خدمات فنی مهندسی نیز به عنوان بازرس فعالیت می کنم و در همه جلسات هیات مدیره آنها شرکت می کنم که وقت و انرژی می گیرد.
در اصفهان هم در انجمن خدمات مهندسی اصفهان عضو هیات مدیره هستم که حداقل هفته ای ۴ تا ۵ ساعت از وقتم را در آنجا صرف می کنم. بنابراین اگرچه چیزی به دست نیاورده ام، اما اگر تجربه کوچکی در طول این سال ها کسب کرده باشم، از طریق همین انجمن ها آنها را به اشتراک می گذارم و منتقل می کنم و وظایف اجتماعی خودم را از این طریق انجام می دهم.
یکی دیگر از کارهایی که مدام انجام میدهم تشکیل دادن کلاسهای متوالی است. مخصوصا برای کارکنان شرکت کلاس برگزار می کنم و تجربیاتم را در این کلاسها به بحث می گذارم، چون تجربیات مدیریتی چیزی نیست که در کتابها باشد و لازم است آن تجاربی را که به دست آمده بگوییم و به بحث و مشورت بگذاریم و مدیریت مشارکتی را جدی بگیریم. اغلب اوقات کلاسهای درس من با تعدادی سئوال به پایان می رسد و سعی نمی کنم در کلاس متکلم وحده باشم. با سوال های زیادی کلاس را تمام می کنم و این سوالها در جلسه بعدی به بحث گذاشته میشود. با این شیوه هم بحث در ذهن خوب جا می گیرد و هم فضای مشارکتی در کلاس ایجاد میشود.

آقای مهندس ممنون از وقتی که در اختیار ما گذاشتید. امیدواریم که ما در پایگاه اطلاع رسانی صبا بتوانیم گامی هرچند کوچک در انتقال تجربیات وآموزه های ارزشمند شما و دیگر پیشکسوتان این عرصه برداریم.

ممنون از اینکه تشریف آوردید و وقت گذاشتید و انشاء الله موفق باشید و واقعا من از شما تشکر می کنم. من وقتی شنیدم که چنین فعالیتی را شروع کردید-حال نه صرف اینکه من در خدمتتان هستم-خیلی خوشحال شدم و برای شما آرزوی موفقیت می کنم.

منبع: صبا اینفو – گفت و گو و تنظیم: اسماعیل آریانی – ۳بهمن ۱۳۸۸

درباره مدیر سایت

مدیر سایت. با من از طریق epczoom در gmail.com در تماس باشید و به شبکه لینکداین این سایت به آدرس ir.linkedin.com/pub/epc-zoom/8a/b01/6b1 بپیوندید.

این مطلب را هم ببینید

حمید بهبهانی - کارت ویزیت

کارت ویزیت استاد رئیس جمهوری سابق، میلیونها دلار به کشور زیان وارد کرد!

وقتی اعلام شد دادگاه عمومی اتحادیه اروپا به دلیل نبود ادله کافی، تحریم علیه شرکت …

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *